القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

169

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

سومى و چهارمى نيز گفتند : « رسول اكرم ( ص ) طورى خشمگين شدند كه خشم از صورتش پيدا بود روبآنان كرده و گفتند : ( ما تريدون من علىّ ؟ ) - « شما از على چه مىخواهيد » و اين سخن را چهار مرتبه فرمودند : سپس اضافه كرد : ( انّ عليا منّى و انا و هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى ) - همانا على از من و من از او بعد از من صاحب اختيار هر مؤمنى است » . ترمذى از براء ابن عازب نقل كرده كه رسول خدا دو سپاه اعزام كردند كه امارت يكى را به « على » و ديگرى را به « خالد ابن وليد » سپردند . « على قلعه‌اى را فتح كرد » ، خالد نامه‌اى مبنى بر سعايت و بدگويى « على » به رسول اكرم ( ص ) نوشت و به من داد جلو آمدم و نامه را براى رسول اكرم قرائت كردم رنگ پيغمبر متغير شد و فرمودند « ما ترى فى رجل يحّب اللّه و رسوله و يحبه اللّه و رسوله » - چه مىخواهى از مردى كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را محبوب مىدارند ؟ براء ابن عازب گفت : « از غضب خدا و غضب رسولش به خدا پناه مىبرم اى رسول خدا من جز مأمورى نيستم . » پس رسول خدا ساكت شدند در كتاب « الاصابه » از ابن حمزه روايت كرده كه گفت : با على عليه السلام مسافرت كردم و بعضى كارهايى را از او ديدم كه خوش آيندم نبود . در آن خصوص به رسول خدا شكايت كردم آن حضرت فرمودند : « لا تقولنّ هذا لعلى فانّه وليّكم بعدى » - اين حرفها را درباره على نزنيد ، زيرا او بعد از من صاحب اختيار شما است . در كتاب « مشكات » از حبيش نقل كرده كه گفت : رسول اكرم فرمودند : « علىّ منّى و انا من على و لا يؤدّى عنّى الّا انا او علىّ » - على از من و من از على و حق متقابل ما را نسبت بهم جز ما دو نفر ، ديگرى نتواند اداء نمود . اين روايت را ترمذى و احمد نيز نقل كرده‌اند - و ترمذى حديث عجيب‌اش مىداند و در عين حال صحيح و نيز ابن ماجه آن را نقل كرده است . در « مشكات » از عمران بن حصين نقل كرده كه رسول اكرم ( ص ) فرمودند : ( انّ عليّا منّى و انا منه و هو ولىّ كلّ مؤمن بعدى ) و نيز در همين كتاب از براء نقل كرده كه رسول اللّه به على فرمودند : « انت منى و انا منك » . ترمذى نيز آن را